نقد

نقد فیلم ۲۳ نفر ساخته مهدی جعفری؛ فیلمی کم ادعا اما دوست داشتنی

فیلم سینمایی ۲۳ نفر به کارگردانی مهدی جعفری روایت گروهی از رزمندگان نوجوان ایرانی است که در جریان جنگ ایران و عراق در سال 1361 به اسارت نیروهای عراقی درآمدند.

خلاصه مطلب

  • «۲۳ نفر» یک فیلم کوچک و کم‌ادعای دوست‌داشتنی است.
  • در چنین فیلمی آنچه بیشتر از مسائل فنی جلب نظر می‌کند، روح حاکم بر آن است.
  • از لحاظ کارگردانی فیلم تنها ضعف آن مربوط به صحنه‌های ابتدایی است.
  • ملاصالح یک نمونه تاریخی بسیار جذاب از نسل دوم انقلاب است.

امتیاز منتقد«۲۳ نفر» یک فیلم کوچک و کم‌ادعای دوست‌داشتنی است. شاید بشود چند ایراد فنی هم از آن گرفت که همه تصدیق کنند وارد است اما در چنین فیلمی آنچه بیشتر از مسائل فنی جلب نظر می‌کند، روح حاکم بر آن است؛ یعنی آنچه که سادگی و صمیمیت و زیبایی را به شکلی بی‌تکلف در کار درآورده است. چنین صمیمیتی را مشکل بتوان فرموله کرد و همین است که گاهی ساده‌ترین فیلم‌های سینما را تبدیل به راز می‌کند. چیزی مثل راز جذابیت فیلمی به نام «پرواز در شب»، فیلمی که بارها از روی آن نمایش‌های دیگری اجرا شد اما همه شعار زده به نظر رسیدند و معلوم نشد چرا فیلم رسول ملاقلی پور توانسته بود همین حرف‌ها را بزند و در عین حال ناب بماند.

برای «۲۳ نفر» دو کتاب نوشته شده و یک مستند هم همین مهدی جعفری، یعنی کارگردان «۲۳ نفر» در این باره ساخته است. خود این ۲۳ نفر یک بار به برنامه ماه عسل تلویزیون آمدند و جو صمیمی حاکم بین آنها بعد از نزدیک به چهل سال از روزی که اسیر شده بودند، به قدری تأثیرگذار بود که توجه بسیاری از مخاطبان را جلب کرد. شاید راز صمیمیت بی‌تکلف و در عین حال زیبایی این فیلم همین باشد؛ همین جمع عجیب که احتمالاً جز در حال و هوای آرمانخواهانه ۴۰ سال پیش نمی‌توانست با این ترکیب و با این فرم بوجود بیاید و از طرف دیگر، برای نمایش سینمایی این روایت، کارگردانی پشت قاب رفت که به طور کامل با این جمع و ایده‌هایشان انس داشت و روح حاکم بر آنها را در خودش درونی کرده بود. راز ناب بودن «پرواز در شب» یا «روایت فتح» و بسیاری از فیلم‌های دیگر دفاع‌مقدسی که شکلی بی‌تکلف اما زیبا و روایتی آرمان‌خواهانه اما ناب و غیرشعاری و باورپذیر دارند، همین است؛ اینکه از یک جریان بزرگ تاثیر گرفته‌اند و سازندگان آنها موضوع را در خودشان درونی کرده‌اند و توانسته‌اند به شکل غیردستوری و روان، آن را بر زبان جاری کنند. «۲۳ نفر» ماجرای تعدادی از نوجوانان رزمنده ایرانی است که در اولین روزهای جنگ ایران و عراق، به اسارت ارتش رژیم بعث درآمده‌اند.

صدام حسین اصرار فراوانی دارد که از طریق نمایش این کودکان به دوربین‌های خبرنگاران مختلف جهان، چنان القا کند که حکومت ایران کودکان را به زور برای جنگیدن عازم جبهه‌ها کرده است. او در کاخ ریاست‌جمهوری‌اش یک مجلس مهمانی ترتیب می‌دهد تا این نوجوانان رزمنده، از دست دختر خردسالش گل دریافت کنند و همه دست جمعی با هم عکس بگیرند. این ۲۳ نفر بدون اینکه شعارهای پرطمطراق بدهند و اصلاً بی‌اینکه چنین شعارها و رفتارهایی را بلد باشند، مقاومت مردانه‌ای در برابر این نمایش تبلیغاتی می‌کنند. موازی با این نوجوان‌ها، داستان یک عرب خوزستانی به نام ملاصالح هم روایت می‌شود که قصه پیچیده و عجیبی دارد. او کسی است که قبل از انقلاب هم زندانی ساواک بود و در دوران جنگ به اسارت بعثی‌ها درآمد. پس از اینکه ملاصالح از زندان بعث بیرون می‌آید، در ایران به او مشکوک می‌شوند که جاسوس است و پنج سال به زندان می افتد تا اینکه در سال ۱۳۶۹ این ۲۳ رزمنده نوجوان آزاد می‌شوند و حقیقت را در مورد ملاصالح می‌گویند.

ملاصالح یک نمونه تاریخی بسیار جذاب از نسل دوم انقلاب و متولدین دهه‌های دوم و سوم و چهارم قرن حاضر شمسی یعنی سال‌های ۱۳۱۰ تا ابتدای سال ۱۳۴۰ است که در دوره‌های مختلف سیاسی-اجتماعی پیچیده‌ترین داستان‌ها را داشته‌اند؛ تیپ جذاب و قابل توجهی که سینمای ایران تقریباً هیچ‌وقت به طور جدی سراغ آن نرفته است. موازی با ملاصالح یک جمع ۲۳ نفره وجود دارد که عصاره خلوص، آرمانگرایی، پاکی و صمیمیت دهه اول انقلاب است و در متولدین دهه‌های چهل و پنجاه شمسی می‌شود نمونه‌های آن را دید. فیلم «۲۳ نفر» کاملاً قهرمان‌پرور به‌حساب می‌آید اما قهرمان آن یک نفر نیست بلکه یک جمع است. با توجه به اینکه اتفاقات اصلی در چیزی حدود چهل سال پیش رخ داده و پایان دراماتیک خاصی در واقعیت آن وجود نداشته است، شروع کردن روایت و ادامه دادن آن تا یکی-دو ساعت، کار راحتی به نظر می‌رسد؛ اما به سرانجام رساندن آن به این راحتی‌ها نیست.

23 نفر

سینمای ایران سال‌هاست که درگیر روایت‌های خرده‌پیرنگ با پایان‌های باز است و ساخته شدن یک فیلم سینمایی بر اساس کتاب «۲۳ نفر» از این جهت ترسناک به نظر می‌رسید که ظاهرا سینماگران ایرانی مهارت قصه‌گویی و به‌خصوص پایان‌بندی را از یاد برده‌اند و صرفاً به نمایش یکی-دو ساعته از اتفاقات اکتفا می‌کنند؛ نمایشی که الزامی به آغاز شدن در نقطه‌ای به‌خصوص و پایان پیدا کردن در یک نقطه به‌خصوص دیگر ندارد. از این جهت ترس‌هایی بابت حیف شدن و از دست رفتن داستان «۲۳ نفر» در سینمای ایران وجود داشت؛ به‌خصوص اینکه این ماجرا به خودی خود هم در نقطه به‌خصوصی پایان پیدا نمی‌کرد. اما مهدی جعفری، هوشمندی خوبی به خرج داد و با مطرح کردن ماجرای ملاصالح و ترتیب دادن ملاقاتی بین او و ۲۳ نفر در عالم واقعیت، بهترین و غافلگیرکننده‌ترین پایان‌بندی را برای فیلمش خلق کرد. این به تجربه مستندسازی مهدی جعفری برمی‌گردد که درباره همین داستان هم یک بار عملی و عینی شده بود. فیلم، اگرچه از عدم وحدت راوی و مشخص نبودن چشم‌انداز روایت مقداری صدمه خورده و این ایراد اگرچه از انتقال لحن مستندسازی به دنیای فیلمسازی قصه‌گو آمده است، اما در عوض تجربه یک مستندساز در روایت یک داستان واقعی، در بعضی جاهای دیگر از جمله پایان‌بندی شیرین و به یادماندنی فیلم، مفید واقع شده است.

فیلم حتی یک ستاره مشهور هم ندارد اما تمام بازی‌ها بدون استثنا عالی هستند. فیلمبرداری و تدوین کار روان و استاندارد است و از لحاظ کارگردانی تنها ضعف آن مربوط به صحنه‌های ابتدایی، یعنی صحنه‌های جنگی کار است که حتی می‌شد از نسخه نهایی حذف‌شان کرد. مهدی جعفری وقتی «۲۳ نفر» را به عنوان اولین فیلمش ساخت که ۵۰ ساله بود و سال‌ها تجربه مدیریت فیلمبرداری در سینمای ایران را داشت. به طور قطع بهترین پروژه برای ورود او به کارگردانی فیلم‌های بلند داستانی، همین پروژه ۲۳ نفر بود که با آن انس داشت و از همین جهت سخت است که بشود آینده جعفری را به عنوان کارگردان حدس زد. شاید او باز به حرفه مدیریت فیلمبرداری برگردد و دیگر فیلمی را کارگردانی نکند؛ همانطور که خیلی از فیلمبرداران و تدوینگران سینمای ایران، یکی-دو فیلم را به عنوان کارگردان در پرونده‌شان دارند؛ با این تفاوت که تنها فیلم مهدی جعفری در مقام کارگردان، بسیار بهتر از تمام آن تک‌فیلم‌هایی بوده است که فیلمبرداران و تدوینگران دیگر سینمای ایران ساخته‌اند.

راهنمای خانواده

۲
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن