نقد فیلم گینس ساخته محسن تنابنده – یک دست و دو شترمرغ

فیلم گینس به نویسندگی و کارگردانی محسن تنابنده که نخستین فیلم وی در مقام کارگردان است، به زندگی سه برادری می­ پردازد که به تازگی از کار بیکار شده ­اند و برای لقمه ­ای نان تصمیم به ثبت رکوردی در گینس می ­گیرند.

خلاصه مطلب

  • ماجراهای گوناگون در «گینس»، آن‌چنان مجموعه‌­ای از موقعیت‌­های بی­‌ربط را تشکیل می­‌دهند که نمی‌­توانیم قصه­­ یک خطی فیلم را بیان کنیم.
  • خرده پیرنگ­‌های کم ارتباط فیلم، حتی تم یکسانی ندارند و تنها با هدف خنده گرفتن از مخاطب به یکدیگر وصله پینه شده‌­اند.
  • همچنان که به سکانس‌­های پایانی «گینس» نزدیک می­‌شویم و ریتم فیلم شدت می­‌گیرد، به طور فزاینده‌­ای منطق علّی فیلم زیر سوال می‌­رود و فیلمساز با طفره رفتن از تبیین علت‌­ها، تنها به بیان معلول­‌ها بسنده می‌­کند.
  • «گینس» تنها یک تفاوت با سایر کمدی­‌های سال­‌های اخیر دارد، آن هم استفاده از چند تصویر و موزیک کانتری­وار است که در درام­‌های روستایی آمریکایی و وسترن‌­ها بیشتر دیده می­‌شود.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

تا پیش از فیلم «گینس» محسن تنابنده را با بازی در نقش­‌های مختلف و نویسندگی چند فیلم و سریال می­‌شناختند اما وی با «گینس»، شخصا پشت دوربین ایستاد تا کارگردانی را به تجربیات پیشینش بیفزاید و خود را در قامت یک کارگردان به دیگران بشناساند. عمده­ فیلمنامه‌‌‌­های که تنابنده نوشته است در ژانر کمدی قرار می­‌گیرند، بنابراین بی­‌راه نیست که اولین فیلمش را نیز کمدی بسازد؛ حتی اگر فیلمنامه­ آن را با همکاری شخص دیگری(احمد رفیع­‌زاده) نوشته باشد.

بهمن(رضا عطاران)، بیگ(محسن تنابنده) و بهروز(حسین اسکندری) سه برادری هستند که با شترمرغ­داری زندگی خود را می‌گذرانند. با درگیری کوچکی که بین آن­‌ها و کارفرمای‌شان ایجاد می­‌گردد، از کار بیکار می­‌شوند و با شترمرغی که بابت دستمزدشان می­‌گیرند وارد ماجراهای گوناگونی می­‌شوند.

فیلم گینس

این ماجراهای گوناگون در «گینس»، آن‌چنان مجموعه‌­ای از موقعیت­‌های بی­‌ربط را تشکیل می‌­دهند که نمی‌­توانیم قصه­­ یک خطی فیلم را بیان کنیم. موقعیت­‌هایی که نه تنها توانایی خنده گرفتن را از مخاطب ندارند، بلکه از به وجود آمدن یک فیلمنامه­ منسجم نیز جلوگیری می‌­کنند. پیرنگ اصلی فیلم چیست؟ تصفیه حساب شخصی با اسنقی(کامران دهقان)؟ رسیدن بیگ به شیما؟ بهبود رابطه­ بهمن و سیما؟ ثبت رکورد در گینس؟ کسب درآمد؟

از هر زاویه­‌ای که به فیلم نگاه کنیم متوجه می‌‍­شویم «گینس» ناتوان از ارائه­ پیرنگی مرکزی است که در سراسر فیلم بسط ­­یابد. نکته­ قابل توجه آن جا است که خرده پیرنگ­‌های کم ارتباط فیلم، حتی تم یکسانی ندارند و تنها با هدف خنده گرفتن از مخاطب به یکدیگر وصله پینه شده‌­اند. همچنان که به سکانس‌­های پایانی «گینس» نزدیک می­‌شویم و ریتم فیلم شدت می‌­گیرد، به طور فزاینده­‌ای منطق علّی فیلم زیر سوال می­‌رود و فیلمساز با طفره رفتن از تبیین علت­‌ها، تنها به بیان معلول­‌ها بسنده می­‌کند.

فیلم گینس

سکانس گفت­‌وگوی بیگ با شیما که خود را به جای سیما جا زده است، در نظر آورید. به چه دلیلی بیگ، چک را به شیما می­‌دهد؟ مهمتر از آن، شیما با چه قصد و نیتی خود را جای سیما جا می‌­زند؟ و حتی بعدتر، شیما که رابطه‌­اش با بهمن تا مرز نابودی پیش رفته است، چرا چکی را که از بیگ گرفته بود به بهمن می­‌دهد؟ حتی برای این سوال که اسنقی چرا آمار غنچه(جمال اجلالی) را به بهمن می­‌دهد نیز نمی­‌توان پاسخی یافت.

این­‌ها همه معلول نبود یک پیرنگ مرکزی است که سبب شده فیلمساز برای پیوند زدن موقعیت­‌های بی­‌اساس فیلمش به نحوه دلخواه عمل کند؛ حتی اگر به قیمت خدشه وارد شدن به روابط علت و معلولی فیلم باشد.

فیلم گینس

شخصیت‌­پردازی‌­های «گینس» نیز دست کمی از خرده پیرنگ‌­های فیلم ندارند. شخصیت­‌هایی که در فیلم تغییر محسوسی نمی‌­کنند و پشیمانی آن‌ها در آخرین سکانس فیلم، ادا اطواری بیش نیست. تنابنده با استفاده از کاراکتری با سندروم داون که هیچ کارکردی جز لودگی در بطن دراماتیک فیلم ندارد، نه تنها فیلمش را به گودال ابتذال می‌­اندازد که حتی این نحوه­ استفاده او از یک سندروم داونی را می‌­توان نوعی توهین به سندروم داونی­‌ها تلقی کرد.

با بررسی مولفه­‌هایی که کمدی «گینس» را شکل می­‌دهند، می­‌توان میزان تفاوت­‌ها و شباهت­‌های این فیلم را با دیگر کمدی­‌های سال­‌های اخیر سنجید. موقعیت­‌های دوگانه(سیما-شیما)، بازی با احکام دینی(شرط­‌بندی)، توهم زدن با مواد مخدر، تکرار موتیف‌­وار یک کنش(سیلی زدن) و مزه‌پرانی­‌های جنسی و … که این روزها در سینمای کمدی ایران(کمدی؟) جولان می­‌دهند، به وفور در «گینس» مشاهده می‌­شوند. زمانی به رسم کپی‌سازی فیلمفارسی­‌ها(کپی از فیلم­‌های خارجی و ایرانی یا بازسازی آن­‌ها) نقد وارد می‌­شد، اما حال بدون آنکه متوجه شویم، این رسم کپی‌­سازی در شمایلی دیگر همچنان به حیات خود ادامه می­‌دهد.

فیلم گینس«گینس» تنها یک تفاوت با سایر کمدی­‌های سال­‌های اخیر دارد، آن هم استفاده از چند تصویر و موزیک کانتری­‌وار است که در درام­‌های روستایی آمریکایی و وسترن­‌ها بیشتر دیده می­‌شود. با این وجود فضای کانتریِ گاه به گاهی فیلم، در حد یک فضای عاریتی که تعلقی به جهان فیلم ندارد، باقی می­‌ماند.

«گینس» که نه ساختار منسجمی دارد و نه حرف نوی برای گفتن، مثال خوبی برای آن است که اگر شخصی در بازیگری و نویسندگی توانایی منحصر به فردی داشته باشد، الزاما به این معنی نیست که در کارگردانی هم می‌­تواند خوش بدرخشد. این جا است که باید گفت با یک دست دو شترمرغ(هندوانه) نمی‌­توان برداشت.

۱
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن