نقد فیلم سونیک خارپشت ؛ تکه‌ چسبانی از چند الگوی موفق سینمای تجاری

شاید فیلم سونیک خارپشت - Sonic the Hedgehog اثری تاریخ‌ مصرف‌ دار باشد اما دنباله‌ های آن می‌ توانند تا سال‌ ها ادامه پیدا کنند و به شکل‌ های مختلف، در قالب‌ های تکنیکی مختلف بازتولید شوند.

خلاصه مطلب

  • «سونیک خارپشت» از الگوی قدیمی یک شخصیت انیمیشنی و پارتنر واقعی‌اش تبعیت می‌کند.
  • حتی «سونیک خارپشت» که یک فیلم برای سرگرمی محض است، خالی از اهداف سیاسی مرتبط با انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیست.
  • مخاطبان شرقی کاری کردند که بازی‌های کامپیوتری جای کمیک‌استریپ‌ها را به عنوان منابع اقتباس آثار ابرقهرمانی تنگ کنند.
امتیاز منتقد
امتیاز منتقد

«سونیک خارپشت» یکی از فیلم‌هایی است که قالب آنها از قرار داده شدن آبجکت‌های انیمیشنی در یک فضای ویدئویی رئال تشکیل می‌شود. غیر از جلوه‌های ویژه کامپیوتری که در فیلم‌های کاملاً جدی هم استفاده می‌شوند و در «سونیک خارپشت» بسیار پربسامد است، یکی از دو شخصیت اصلی این فیلم کاملاً به صورت انیمیشنی طراحی شده.

چنین ترکیبی ده‌ها سال قبل از به‌وجود آمدن و فراگیر شدن تکنیک CGI در سینما وجود داشت. به طور مثال مخاطبان ایرانی می‌توانند آن را با نمونه‌هایی از قبیل «وروجک و آقای نجار» که یک کاراکتر انیمیشنی و کاغذی را در فضای ویدئویی رئال قرار می‌داد، به یاد بیاورند.

در این ترکیب‌ها معمولاً یک کاراکتر انیمیشنی با یک کاراکتر طبیعی و رئال پارتنر (شریک) هم می‌شوند و قصه را جلو می‌برند. عموماً کاراکتر انیمیشنی، اصلی‌ترین راز کاراکتر طبیعی است که بقیه افراد جامعه نباید از وجود آن مطلع شوند. «سونیک خارپشت» کاملاً از همین الگو پیروی می‌کند. امسال فیلم «پوکمون: کارآگاه پیکاچو» هم در همین فضا و با همین تکنیک ساخته شد و تفاوت آن با سونیک در این بود که پوکمون در شهری پر از موجودات انیمیشنی روایت می‌شد و وجود چنین موجودی، راز مخفی کاراکتر رئال نبود؛ بلکه توانایی پیکاچو در صحبت کردن رازی بود که پارتنر او نباید آن را لو می‌داد.

فیلم سونیک خارپشت

هم پوکمون و هم سونیک بر اساس بازی‌های کامپیوتری ساخته شدند. اساساً «سینماگیم» یک ژانر جدید سینمایی است که در ابتدای راه توسط مخاطبان غربی مورد استقبال قرار نگرفت و می‌رفت تا پرونده‌اش بسته شود اما مخاطبان شرقی از یک جایی به‌بعد ورق ماجرا را برگرداندند. فیلم «وارکرافت» با اینکه مثل سینماگیم‌های قبلی در غرب مورد استقبال قرار نگرفت، توسط مخاطبان چینی بسیار پرفروش شد و در ادامه هم این مخاطبان شرقی بودند که توجیه اقتصادی برای ساخت چنین آثاری را دست و پا کردند و باعث پا گرفتن چنین ژانری شدند.

حالا هم هر دو فیلم پرمخاطب امسال که بر اساس بازی‌های کامپیوتری ساخته شدند ریشه‌های شرقی و ژاپنی دارند. سینماگیم در طول تاریخچه کوتاه خود تغییرات عمده‌ای کرد و از اقتباس محض به داستان‌هایی نسبتا مستقل از بازی‌های کامپیوتری رسید و شاید چیزی که باعث شد این ژانر کم‌کم جان بگیرد همین باشد.

فیلم سونیک خارپشت

از انیمیشن دوگانه «پرندگان خشمگین» گرفته تا مواردی که در همین سال گذشته ساخته شدند، اکثر سینما گیم‌های اخیر، بدون اینکه مخاطب با بازی کامپیوتری آنها آشنایی داشته باشد، قابل تماشا کردن هستند. «سونیک خارپشت» یک نمونه واضح از این رویکرد است. این فیلم بر اساس یکی از بازی‌های سگا ساخته شده؛ در حالی که شاید بیشتر مخاطبان آن پس از کم‌رونق شدن بازی‌های سگا و به میدان آمدن بازی‌های جدید به دنیا آمده‌اند؛ اما به هرحال برای کنجکاو کردن مخاطبان سینما جهت تماشای یک شخصیت فانتزی، لازم بود که این شخصیت به یک بازی کامپیوتری ارجاع بدهد.

مخاطبان غربی عموماً عادت داشتند با شخصیت‌های فیلم‌های فانتزی از راه‌های دیگری آشنا شوند که عمده‌ترین روش، کتاب‌های مصور یا همان مجموعه‌های کامیک‌استریپ بود. عدم استقبال مخاطبان چینی از فیلمی مثل «جوکر» از جمله مواردی بود که به خوبی نشان می‌داد یکی از مهم‌ترین بازارهای جدید فیلم در جهان، هیچ علاقه و سمپاتی نسبت به نوستالژی‌های آمریکایی ندارد. به عبارتی راه کنجکاو کردن چینی‌ها برای رفتن سراغ یک فیلم فانتزی، ارجاع به جنبه نوستالژیک آن شخصیت در کتاب‌های مصور نبود.

فیلم سونیک خارپشت

ممکن است به نظر برسد می‌شد شخصیتی مثل سونیک را بدون هیچ پیش زمینه‌ای در سینما خلق کرد و هیچ ارجاعی نه به کمیک‌استریپ‌ها داد و نه به بازی‌های کامپیوتری؛ اما سینمای تجاری که بسیار پرخرج هم هست، معمولاً اهل چنین ریسک‌هایی نیست و تکیه بر روی کتاب‌های کمیک‌استریپ، برای سنجش استقبال مخاطبان از شخصیت‌های خارق‌العاده، از همین جهت اهمیت پیدا می‌کرد. حالا اما شرقی‌ها با بازار پررونق خودشان طوری به سینما جهت‌دهی کرده‌اند که مبنای بسیاری از فیلم‌های ساخته شده، به جای کمیک‌استریپ‌ها، بازی‌های کامپیوتری باشند.

«سونیک خارپشت» ماجرای یک موجود آبی رنگ فضایی است که سرعتی مافوق صوت دارد. او در سیاره خودش توسط افرادی که قصد سوءاستفاده از قدرتش را داشتند، مورد تعرض قرار گرفته و از ده سال پیش به زمین آمده است تا یک زندگی آرام و مخفیانه داشته باشد. سرعت مافوق صوت سونیک، تنها توانایی خارق‌العاده او نیست بلکه این موجود توانایی تکلم به زبان انسان‌ها را هم دارد.

فیلم سونیک خارپشت

سونیک در زمین زندگی کاملاً مخفیانه‌ای دارد و نداشتن یک دوست، اصلی‌ترین غم و دغدغه اوست. او به پلیسی به نام تام واچوفسکی که یک نامزد دامپزشک دارد، وابستگی عاطفی پیدا کرده؛ اما در تمام این سال‌ها خودش را به او نشان نداده است. یک شب که سونیک با خودش بیس‌بال بازی می‌کند و با استفاده از سرعت مافوق صوت در تمام پست‌های مختلف بازی قرار می‌گیرد، یک پالس الکترومغناطیسی عظیم ایجاد می‌کند که باعث قطع شدن برق سراسر شمال غربی اقیانوس آرام می‌شود.

وزارت دفاع آمریکا برای کشف منبع این حمله، دکتر رباتنیک (با بازی جیم کری) را استخدام می‌کند و سونیک هم در تلاش برای فرار از دست رباتنیک تصادفاً جلوی تام ظاهر می‌شود و این دو نفر با هم دوست می‌شوند. باقی فیلم پر از اکشن‌های تماشایی و سرگرم کننده‌ای است که فرار این موجود فضایی و دوست پلیس او از دست نیروهای وزارت دفاع آمریکا و دکتر رباتنیک را روایت می‌کنند. سال ۲۰۱۹ سینمای آمریکا قراردادهای تکرار شونده‌ای داشت که به انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور در سال ۲۰۲۰ ارتباط پیدا می‌کردند.

فیلم سونیک خارپشت

عمده فیلم‌ها درون‌مایه‌های ضدفاشیستی را به طور نرم و البته گاه علنی تبلیغ می‌کردند تا به کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ صدمه بزنند. شاید در هیچ سالی، سینما این تعداد از زوج‌هایی که از دو نژاد مختلف هستند را به خود ندیده بود و  این‌همه به محیط‌زیست اهمیت نداده بود. «سونیک خارپشت» هم با اینکه یک فیلم کاملاً تجاری و سرگرم‌کننده است، این قواعد را رعایت کرده و با باقی آثار هالیوودی هماهنگ شده است؛ خصوصاً اینکه ضدقهرمان جذاب فیلم و ستاره اصلی آن یعنی جیم کری از مخالفان اصلی و سرسخت دونالد ترامپ است.

گذشته از این‌ها «سونیک خارپشت» در اجزاء و عناصر دیگری که آن را تشکیل داده‌اند هم از سایر آثار سینمایی وام‌های بسیاری گرفته است. کاراکتر موجودی که با سرعت بسیار بالا حرکت می‌کند، در بسیاری از فیلم‌های سینمایی دو دهه اخیر تکرار شده است و تا وقتی که مخاطبان سینما، لااقل یک نسل آبدیده‌تر و سخت‌گیرتر نشده‌اند، می‌شود از آن استفاده کرد.

فیلم سونیک خارپشتسونیک وسط یک دعوای دسته‌جمعی که درون کافه‌ای بین‌راهی رخ داده، در کسری از ثانیه سراغ تک‌تک آدم‌های درگیر می‌رود و فرم و فیگورشان را عوض می‌کند تا در چشم‌به‌هم‌زدنی همه چیز عوض شود. شبیه این صحنه، در بسیاری از فیلم های دیگر، از «مردان ایکس» گرفته تا سری دوم «پرندگان خشمگین» وجود دارد؛ اما وقتی مخاطبان مقداری سخت‌گیر شدند، دیگر نمی‌شود از چنین ترفندی برای سرگرم کردن‌شان استفاده کرد، چون اگر به واقع چنین توانی در یک موجود زنده وجود داشته باشد، نمی‌توان او را وارد هیچ چالشی کرد و در همان صحنه اول درگیری‌ها خواهد توانست دشمنانش را از میدان به در کند و باقی درام به راه نمی‌افتد.

مثلاً ممکن است اگر «سونیک خارپشت» سال‌ها بعد برای مخاطبان جدید سینما پخش شود، آنها بپرسند که چرا سونیک از همان قابلیتی که با آن دعوای کافه را جمع کرد، در جاهای دیگر استفاده نکرد تا دکتر رباتنیک را از میدان به در کند. روی همین حساب، شاید «سونیک خارپشت» فیلم تاریخ‌مصرف‌داری باشد اما دنباله‌های آن می‌توانند تا سال‌ها ادامه پیدا کنند و به شکل‌های مختلف، در قالب‌های تکنیکی مختلف بازتولید شوند.

۰
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن