نقد فیلم زنان کوچک ساخته گرتا گرویگ؛ یک اقتباس غرور آفرین

اگر هر نسلی استحقاق اقتباس خاص خودش از زنان کوچک را داشته باشد، گرتا گرویگ اقتباس غرورآفرین این نسل را با بازگویی سرزنده خود انجام داده است.

خلاصه مطلب

  • «زنان کوچک» کیفیت ماندگار بعضی از کتاب­‌های ادبیات کلاسیک است.
  • مخاطبان این داستان لزوماً جوانان نیستند.
  • اما واتسون فاصله­ زیادی با روزهایی دارد که در فیلم‌­های هری پاتر بازی می‌کرد.
  • نمایشنامه­ گرویگ بسیار خنده‌­آورتر از اقتباس­‌های قبلی است.

امتیاز منتقداگر یک چیز درباره­ زنان کوچکِ دنیای واقعی بدانم، این است که آ‌ن‌­ها در هر دورانی که باشند، همیشه «زنان کوچک» را می­‌خوانند. این ناشی از کیفیت ماندگار بعضی از کتاب­‌های ادبیات کلاسیک است و داستان «لوئیزا می الکات» درباره­ چهار خواهر صمیمی در دوران جنگ داخلی آمریکا همچنان لذت­‌بخش است و امروز هنوز به اندازه­ ۱۵۰ سال پیش زنده و تازه است. در طول این ۱۵۰ سال این رمان هرگز از ردیف چاپ خارج نشد و احتمالاً در قرن­‌های آینده هم همچنان محبوبیت خود را حفظ خواهد کرد.

اما فیلم‌­ها مسأله­ دیگری هستند. جوانان علاقه­ بسیار کمتری به تماشای فیلم­‌هایی دارند که قبل از به دنیا آمدن‌شان ساخته شده‌‎­اند و به همین دلیل همیشه دلیل خوبی برای بازسازی «زنان کوچک» وجود دارد. ۲۵ سال از زمانی که «وینونا رایدر» نقش جو مارچ را بازی کرد و ۸۶ سال از زمانی که «کاترین هپبورن» این نقش را در فیلم «جرج کیوکر» اجرا کرد، می‌­گذرد (نسخه­‌های قبلی، همگی صامت بودند). حالا، کارگردان گرتا گرویگ به این نتیجه رسیده است که زمان مناسب فرارسیده تا گرد و خاک از رمان الکات کنار بزند و تفسیر جدیدی از آن را روایت کند و اهمیتی هم به این حقیقت ندهد که «تئاتر مَسترپیس» و بازیگر «کلر نیدرپروئم» هم هر دو در این دو سالی که از انتشار «لیدی بِرد» می­‌گذرد، همین کار را کرده‌­اند.

همان‌طور که امیدوار بودیم، گرویگ کار را درست انجام داده و دوران و زمینه­ اصلی داستان را حفظ کرده و بازیگران خوبی برای نقش خواهران مارچ انتخاب کرده است – «اما واتسون» در نقش بزرگ­ترین خواهر مگ، معلم؛ «سورشا رونان» در نقش جو، نویسنده و همتای الکات؛ «الیزا اسکانلن» در نقش بسی، خواهر موسیقیدان؛ و «فلورنس پیو» در نقش امی، خواهر عجول و هنرمند خانواده – و «تیموتی شالامی» بازیگری عالی برای نقش پسر موفرفری همسایه، لوری، است.

فیلم زنان کوچک

در طول سال­‌ها، این نقش در اختیار بازیگران متفاوتی بوده است، از «کریستین بیل» که بعداً بتمن شد (و اول از جو رایدر تقاضای رقص کرد) گرفته تا «پیتر لاوفورد» که بعداً عضو گروه «رت پک» شد (در نسخه­ مروین لیروی در سال ۱۹۴۹) و «جوآنا هاور کینگ» (که به تازگی اعلام شده که قرار است نقش شاهزاده اریک را در «پری دریایی کوچک» دیزنی بازی کند)، اما در بین این لوری­‌ها، شالامی از همه لوری‌­تر است: با چشم­‌های درشت و مهربان و موهای نرم، که گاهی تنبل است و گاهی بیش از حد هوشیار، و آنقدر باوفاست که که تقریباً مثل یک برادر است و صمیمانه مارچ­‌ها را تحسین می­‌کند و گویی یک «دانیل دی لوئیسِ» جوان است – جوان‌­ترها متوجه­ این ارتباط نمی­‌شوند اما مسن­‌ترها حتماً به این مسأله واقف هستند.

نکته­ جالب «زنان کوچک» – در رابطه با عنوان، که اسمی است که آقای مارچ (باب ادنکیرک) که به جنگ رفته و همسر و فرزندانش را تنها گذاشته تا گلیم خودشان را از آب بیرون بکشند، از روی علاقه روی دخترانش گذاشته است – این است که مخاطبان این داستان لزوماً جوانان نیستند. بله، کتاب ثمره­ اصرار ناشر به الکات برای نوشتن داستانی برای زنان جوان بود، اما نسخه­ گرویگ به هیچ عنوان نگاه کودکانه­‌ای ندارد و در حقیقت برای بزرگسالان مناسب­‌تر است، خصوصاً بزرگسالانی که فیلم­‌های معمولی را بیش از حد شهوانی و غیراخلاقی می­‌دانند.

«زنان کوچک» درست نقطه­ مقابل این نوع فیلم­‌هاست: داستان سالم و مشفقانه­ سخاوت و خوش‌­رفتاری که در آن هر از گاهی رفتارهای بدخواهانه رخ می‌­دهند (مانند وقتی که امی کتاب رمان جو را خراب می­‌کند) اما کارهای خیرخواهانه بسیار بیشترند (مثل وقتی که دختران مارچ شام کریسمس خود را به یک خانواده­ نیازمند در آن سوی خیابان می‌­دهند).

گرویگ برخلاف روش داستان­‌گویی مستقیم و خطی الکات و اقتباس‌­کنندگانش، صحنه­‌ها را در هم آمیخته و تقریباً به طور کامل نظم «زنان کوچک» را به هم زده است، به جز بخش نامه­ کریسمس پدر که سرآغاز داستان و بخش بوسه که پایان داستان است. او و تدوین­گر «نیک هوی» مانند فیلم «لیدی برد» داستان را در بخش‌­های کوتاه و سریع پیش می­‌برند، هرچند استفاده از پرش‌­های زمانی اشتباه است، و طرحی را می‌­سازند که ظاهراً به نظر گرویگ بیش از حد رویدادی بوده یا ملودرام‌­تر از آنی بوده که می­‌خواسته، خصوصاً در هر دو مورد – شاهد این مدعا این است که وقتی به گذشته نگاه می­‌کنیم این صحنه­‌ها و رویدادهای احساسی است که به خاطر می­‌آوریم نه اتفاقات کلی که برای خانواده­ مارچ افتاده‌­اند.

ممکن است فکر کنید کلیشه­‎‌ای حرف می­‌زنم اما «زنان کوچک» هر بار مرا به خود جذب می­‌کند، تا حدی به این دلیل که الکات شخصیت­‌هایی سرزنده و بانشاط خلق کرده و تا حدی به دلیل روش برخورد وی با مسأله­ ازدواج. الکات خواهران مارچ را زنان جوان مستقلی فرض کرده که با وجود ثروتمند نبودن، آزادانه در جستجوی خوشبختی خود هستند، آن هم در دنیایی که زنانی با موقعیت آن­‌ها اغلب برای تأمین آینده­ خود یا روی ثروت نامزدهای‌شان حساب باز می‌­کردند یا یک میراث بزرگ.

فیلم سینمایی زنان کوچک

گرویگ در ابتدای اقتباس خود، همه­ توجه­‌ها را به کارکرد عملی ازدواج در داستان جلب می‌­کند – که بیشتر به نفع مخاطبین محاسبه شده تا به نفع شخصیت‌­ها – و توضیح را در دهان ویراستار جو، آقای دشوود (تریسی لتس که با بازی در زنان کوچک و «فورد در برابر فراری»، نقش مرد سال را از آن خود کرده است) می‌­گذارد: «اگر شخصیت اصلی دختره، حتماً باید تا آخر داستان ازدواج کنه. یا بمیره. یکی از این دوتا.»

در کتاب، جو داستان­‌های تجاری می‌­نویسد، این کلمه این روزها با تحسین و تمجید اشتباه گرفته می­‌شود اما در اصل برای توصیف داستان‌­هایی به کار می‌­رود که طبق سلیقه­ عامه­ مردم تغییر می­‌کنند و فقط برای پول درآوردن نوشته می­‌شوند – یا در مورد جو، برای به دست آوردن کمی پول برای کمک به مادرش، مارمی (با بازی خوب لورا درن).

مارمی که سمبل کمال در این خانواده­ در معرضِ حسادت­‌های کوچک است، بسیار عاقل است و در عین حال حرف‌­هایش بهترین حرف‌­های فیلم هستند، در حالی که حرف­‌های جو با هدف سرگرم کردن زده می­‌شوند. حرف­‌های جو توجه پرفسور فردریک بائر را هم جلب می‌­کنند که ملیتش از آلمانی به فرانسوی تغییر کرده تا مناسب نقش‌­آفرینی مرد جذاب فرانسوی «لوئی گارل» شود. فردریک تنها شخصیتی است که جرأت دارد از نوشته‌­های او انتقاد کند و الهام‌­بخش او برای نوشتن یک داستان شخصی­تی باشد.

الکات – که خانواده‌­اش و خصوصاً مرگ خواهر کوچک­ترش، لیزی، الهام­‌بخش او بودند – «زنان کوچک» را در دو جلد منتشر کرد. در پایان جلد اول، هیچ­کدام از خواهران مارچ ازدواج نکرده‌­اند، هرچند این به اندازه­ تصمیم جو در جلد دوم (خطر لو دادن داستان: اگر با این داستان ۱۵۰ ساله آشنا نیستید، این پاراگراف را رها کرده و سراغ بعدی بروید) مبنی بر رد کردن پیشنهاد ازدواج جذاب­‌ترین مرد مجرد داستان، جسورانه و نشانه­ استقلال آن­‌ها نیست. گرویگ این رویدادها را با چنان ترتیب متفاوتی به ما نشان می­‌دهد که قبل از اینکه جو و لوری به درستی به هم معرفی شوند، می‌فهمیم که جو پیشنهاد ازدواج لوری را رد کرده. فیلم با سبک عجیبی پیش می‌­رود و مدام در زمان عقب و جلو می‌­شود. در یک بخش، گرویگ دو لحظه­ بیماری بسی را در کنار هم قرار می­‌دهد، در صحنه­ اول بسی از تب مخملک نجات پیدا می­‌کند و درست در صحنه­ بعدی، چند سال بعد می‌میرد.

علیرغم این پستی و بلندی­‌های احساسی، نمایشنامه­ گرویگ بسیار خنده‌­آورتر از اقتباس­‌های قبلی است. تأکید گرویگ بر شوخ‌­طبعی­‌های داستان اصلی در کنار بازی مریل استریپ در نقش عمه­ ثروتمند مارچ که قصد دارد یکی از دخترها را برای سفر به اروپا با خود ببرد و به هر چهار دختر فشار می­آورد شوهرهای خوبی برای خود دست و پا کنند، لحظات طنز فیلم را به وجود می‌­آورد. اما با اینکه عمه مارچ مظهر برداشت سنتی و قدیمی از جایگاه زنان جوان در جامعه است، مارمی دخترانش را تشویق می­‌کند خودشان راه‌شان را انتخاب کنند.

Little Women

برای جو، انتخاب راه خودش یعنی تبدیل تاریخچه­ خانواده به یک کتاب رمان و این، دو سکانس اوریجینالی را به وجود می­‌آورد که در آن­‌ها این قهرمانِ مدعی به جایگزین خودِ الکات تبدیل می­‌شود: گرویگ صحنه‌­ای به وجود آورده که در آن جو درباره­ شرایط انتشار کتاب «زنان کوچک» با دشوود مذاکره کرده و دست‌­نویس خود را تا مرحله­ چاپ دنبال می­‌کند – ادای احترامی دوست‌داشتنی به یک اثر هنری در معرض خطر.

رونان پس از به تصویر کشیدن بی­‌نقص ناراحتی­‌ها و ناامیدی­‌های یک نوجوان معاصر در «لیدی برد»، حالا به سادگی دوباره به حس و حال تاریخی برمی‌­گردد و در نقش جو فرو می­‌رود که تا حدی یادآور نقش‌­های قبلی­‌اش در «بروکلین» و «تاوان» است. برعکس رایدر که یک بازیگر کاملاً مدرن است، رونان گویی به دوران گذشته تعلق دارد و بازی او در این نقش برخلاف هپبورن، اصلاً سفت و سخت نیست.

واتسون که فاصله­ زیادی با روزهایی دارد که در فیلم‌­های هری پاتر نقش هرماینی گرنجر را بازی می­‌کرد، مگ را به عنوان خواهری نمایش می­‌دهد که به خوبی می‌­داند چه می­‌خواهد و همین باعث می‌­شود انتخاب شخصیت چندان سازش‌­کارانه به نظر نرسد. پیو نقش سختی را بازی کرده، چون بسیاری از افراد معتقدند امی شخصیت نامطبوعی دارد، ولی پیو کاری می­‌کند دشواری‌­های زندگی در زیر سایه­ خواهرش را درک کنیم.

اگر منطقی به فیلم نگاه کنیم، «زنان کوچک» برای گرویگ قدم بزرگی رو به جلو است، گرویگ نشان داده است که صلاحیت لازم برای اجرای پروژه‌های آینده­ استودیو و در عین حال حفظ هویت متمایز کارگردانی خودش را دارد. تصویربردار «یوریک لو سو» نگاه کیورکر و ایوس‌­مانند فیلم «گیلیان آرمسترانگ» محصول ۱۹۹۴ را حفظ کرده و ما را بیشتر از همه­ اقتباس‌­های قبلی، به عمق رابطه­ میان شخصیت­­‌ها می­‌برد. حرف آخر، این آخرین اقتباس لازم نیست ۶۰ سال دوام بیاورد. همین که امروز بازخورد خوبی داشته باشد کافیست و بهتر هم می‌­شود اگر جوانان همچنان آن را ببیند حتی اگر روزی کسی تصمیم گرفت زنان کوچک دیگری برای نسل بعدی بسازد.

۰
منبع
indiewire
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن