نقد فیلم انگل؛ یک سفر موفقیت‌ آمیز در پیچیدگی اخلاقی و واقع‌ گرایی

فیلم انگل - Parasite تریلری به کارگردانی بونگ جون هو (Bong Joon-ho) محصول سال 2019 و ساخته کشور کره جنوبی و یکی از بهترین فیلم‌ های اخیر سینمای کره است.

خلاصه مطلب

  • «انگل» به سبک زندگیِ ثروتمندان و بی‌شرمان حمله می‌کند.
  • عنوان دولبه فیلم هر چقدر هم که حس فیلم‌های ترسناک را منتقل کند.
  • در این فیلم یک گره داستانی بزرگ وجود ندارد.
  • «انگل» در کل هیجان‌انگیز است و ساخت خوب و مستحکمی دارد.

استاد کره‌ای فیلم‌های ترسناک هیولایی «بونگ جون هو» با یک فیلم کمدی سیاه خانوادگی که تنها هیولاهای آن، انسان‌ها هستند به کن برمی‌گردد.

کارگردان هنرمند کره جنوبی «بونگ جون هو» پس از گشت و گذار در گوشه و کنار دنیا حالا به سینمای وطن خود برگشته و با فیلم انگل که مدعی کسب جوایز جشنواره کن است، به سبک زندگیِ ثروتمندان و بی‌شرمان حمله می‌کند. بونگ در فیلم‌های ژانری قبلی خود مانند میزبان، برف‌شکن و اوکجا از پتانسیل نمادینِ پر رنگ و لعابِ ژانر علمی تخیلی استفاده کرد تا ماهیت ناعادلانه کپیتالیسم و سلسه‌مراتب طبقاتی را به باد انتقاد بگیرد. این بار، او لایه‌های استعاری را کنار می‌گذارد و نگاه نزدیک‌تری به واقع‌گرایی اجتماعی می‌اندازد، هرچند از هجو تاریک و عناصر ترسناک ژانر نوآر هم بهره برده است.

عنوانِ دولبه فیلم هر چقدر هم که حس فیلم‌های ترسناک را منتقل کند، هیولاهای اخلاقی «انگل» همگی انسانند. بونگ این فیلم را «یک کمدی بدون دلقک، یک تراژدی بدون تبهکار» می‌نامد. «انگل» که حول محور یک خانواده فقیر و مستضعف می‌گردد که نقشه‌ای زیرکانه برای بهتر کردن چشم‌انداز آینده غم‌افزای خود می‌ریزند، با فاصله کمی از درام ژاپنیِ «خانواده دزدها» اثر کارگردان «کورئیدا» منتشر شد. خانواده دزدها موضوع مشابهی دارد و سال گذشته جایزه نخل طلایی جشنواره کن را از آنِ خود کرد. فیلم نمایشی‌تر و ساده‌انگارانه بونگ احتمالاً با انتقادهای ناخوشایندی مواجه خواهد شد اما پژواک‌های سینمایی غنی‌تری هم خواهد داشت. بعضی جاها فیلم به شکل طعنه‌آمیزی ما را به یاد «پیشخدمت» اثر جوزف لوزی و «تئورما» اثر پیر پائولو پازولینی می‌اندازد، داستان‌های اخلاقی زهرآگینی درباره حیله‌گرانِ مطرودی که پنهانی به خانه‌های اعضای طبقه بالای جامعه دستبرد می‌زنند.

فیلم انگل
فیلم انگل

«انگل» هم مثل اکثر کارهای بونگ، نمایشنامه سنگین و دشوار و تفسیرهای اجتماعی خام‌دستانه و زمختی دارد. رفتار عمدتاً طبیعت‌گرایانه او در این فیلم هم ممکن است بعضی از طرفداران مذکرش را ناراضی کند. با این وجود، این درام مدرن نیشدار همچنان منسجم‌تر و مطمئن‌تر از برف‌شکن یا اوکجا است و فیلم مؤثر و به‌هنگامی است که در این دوران تنگی اقتصادی و تفرقه سیاسی به خوبی با ما ارتباط برقرار می‌کند. فیلم در ۳۰ می در کره جنوبی و در ماه ژوئن در کشورهای دیگر اکران می‌شود.

بونگ در کره جنوبی سابقه تجاری مستحکمی دارد. فیلم بعد از جشنواره کن در جشنواره‌های دیگر هم شرکت خواهد کرد، از جمله جشنواره فیلم سیدنی در ۱۵ ژوئن. شرکت نیویورکی «نئون» هم سال گذشته در بازار فیلم آمریکا، حق توزیع «انگل» در ایالات متحده را به دست آورد. بونگ از صحنه آغازین فیلم، یک تضاد تصویری شدید بین طبقات اجتماعی نابرابر به وجود می‌آورد. کی تاک، پدرِ ژولیده خانواده (سونگ کانگ هو) و خانواده‌اش در یک آپارتمان به هم ریخته و حشره‌زده در طبقهی زیرزمینِ ساختمانی در انتهای یک خیابان خرابه در محله فقیرنشین شهر، کنار هم چپیده‌اند. کی تاک، همسرش چونگ سوک (چانگ هه جین)، پسرش کی وو (چوی ووشیک) و دخترش کی جونگ (پارک سودام) همگی فقیر و بیکارند و حتی نمی‌توانند با کمک هم یک کار ساده تا زدن جعبه‌های پیتزا را انجام دهند. اگر بدشانس نبودند، کلاً هیچ شانسی نداشتند.

اما شانس، انسان‌های جسور را دوست دارد، خصوصاً وقتی که انسان‌های جسور چندان به اصول اخلاقی پایبند نباشند و مهارت‌های جعل کردنِ خوبی هم داشته باشند. کی وو با استفاده از اطلاعات یکی از دوستانش که آشناهای زیادی دارد، شغل خوبی به عنوان معلم خصوصی داهه (جانگ زی سو) برای خود دست و پا می‌کند.

داهه دختر مدیرعامل ثروتمند یک شرکت به نام آقای پارک (لی سون کیون) و همسر تهی‌مغزش یون کیو (چو یو جونگ) است. برخلاف خانواده کی تاک، خانواده پارک در یک محله بالای شهر و در یک عمارت بزرگ، جادار، نوساز و مدرن زندگی می‌کنند که در حصار دیوارهای کلفت بتنی قرار گرفته است. کی وو که فرصت‌طلب قهاری است، فرصت کار پیدا کردن برای همه اعضای خانواده‌اش در عمارت پارک‌ها را از دست نمی‌دهد و هنرمندانه از تمایلات افاده‌ای آن‌ها بهره می‌گیرد. نقشه به خوبی پیش می‌رود و در مسیر خود، با سنگدلی خدمتکاران فعلی خانواده را بیرون می‌کند.

بونگ در یک درخواست شخصی غیرمعمول، از منتقدان جشنواره کن خواسته است هیچ اطلاعاتی درباره دومین بخش «انگل» فاش نکنند. در این فیلم یک گره داستانی بزرگ وجود ندارد بلکه چندین افشا و وارونگی کوچک در آن رخ می‌دهد که هر کدام به نوبه‌ی خود داستان را پیچیده‌تر می‌کنند. سکانسی از یک طوفان بارانی با چنان استادی و مهارتی تنظیم شده که شکاف شدیداً ژرف و عمیق بین بالا و پایین و پروتمند و فقیر را به خوبی نشان می‌دهد. بونگ سپس با یک نزاع خونین برای بقا که در آن هیچکس جانب اخلاق را نمی‌گیرد، تمِ جنگ طبقاتیِ فیلم را پررنگ‌تر می‌کند.

فیلم Parasite

«انگل» در ابتدا به آرامی تنش پویای خود را به وجود می‌آورد، در اواسط فیلم به یک کمدی سریع، بدخواهانه و کوئن‌مانند تبدیل می‌شود و در نهایت با هرج‌ومرج وحشیانه و خشونت کینه‌توزانه به اوج خود می‌رسد. مثل همیشه، حملات مکرر بونگ به بی‌عدالتی اقتصادی بیشتر از اینکه ظریف باشد، تند و شدید است و قسمت پایانیِ غیرضروری فیلم درباره پیام‌های رمزگذاری شده هم پیچ و تابی بیش از حد شلخته و زمخت است. به راحتی می‌توان ۱۵ دقیقه از این فیلم بیش از دو ساعتی را حذف کرد.

با این وجود، «انگل» در کل هیجان‌انگیز است و ساخت خوب و مستحکمی دارد و از زمان فیلم «خاطرات قتل» در سال ۲۰۰۳، کامل‌ترین فیلم اجتماعی بونگ است. بازی‌ها همگی قوی و محکم هستند و بازیگران خردسال و نوجوان هم کار خود را به خوبی انجام داده‌اند. تصویربرداری پر زرق و برق «هونگ کیونگ پیو» رنگ‌های درخشان و شاد را با دقت جنبشی بالایی ترکیب کرده و طراحی تولید «لی ها جون» عالی است، خصوصاً عمارت ظریف و ساده و باشکوه خانواده پارک که هم یک قلعه مجلل است و هم یک زندان شوم و شیطانی. قطعات زیبای موسیقی کلاسیک که با جای جای موسیقی ترسناک «جانگ جه ایل» پیوند خورده، یک نقطه تقابل کمدی و شلوغ به وجود می‌آورد و تفسیر کنایه‌آمیزی از ارزش‌های فرهنگی نخوت‌آمیزی که کم کم روی صحنه می‌آیند، به دست می‌دهد.

۰
منبع
هالیودریپورتر
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن