موضوعی

غول‌ های نوروزی که کرونا سرشان را برید

در بهار امسال با فصلی برای سینما مواجه شدیم که مقدار متوسط فیلم دیدن مردم جهان، در مقیاس کلی، ۵۱ درصد رشد داشت؛ اما مقدار فیلم دیدن آن‌ ها در سالن‌ های سینما تا نزدیک عدد صفر پایین آمد.

خلاصه مطلب

  • سینمای ایران در بهار ۱۳۹۹ حدود حداقل ۴۰ درصد از فروش خود را از دست داد.
  • به ‌رغم افزایش قیمت بلیت‌ها بعید است که خوب، بد، جلف2 به 25 میلیارد فروش تگزاس2 برسد و شنای پروانه به رقم 28 میلیاردی متری شیش و نیم برسند.
  • در کنار تمام ضررها، پاندومی کرونا یک تجربه جدید برای صنعت فیلمسازی کشور هم به ارمغان آورد که همان اکران دیجیتال بود.
  • کافی است همان ۲۰ تا ۳۰ درصدی که فیلم را روی پرده می‌بینند یا برای کپی آن در شبکه نمایش خانگی پول می‌پردازند، مشتری نسخه‌های قاچاق نباشند.

سال ۲۰۱۹ میلادی، پرفروش‌ترین سال در تاریخ سینمای جهان بود اما بحران شیوع کرونا، سال ۲۰۲۰ را به یک ضرر تمام‌عیار برای این صنعت تبدیل کرد. شاید بی‌راه نباشد اگر این دو سال پیاپی را به عنوان دو دوره تجاری برای سینما، با تعبیری که یوسف پیامبر از خواب پادشاه مصر کرد مقایسه کنیم؛ هفت سال رونق و پس از آن هفت سال خشکسالی.

این بار البته کسی از آنچه قرار بود رخ بدهد خبر نداشت و ما در بهار ۲۰۲۰، با فصلی برای سینما مواجه شدیم که مقدار متوسط فیلم دیدن مردم جهان، در مقیاس کلی، ۵۱ درصد رشد داشت؛ اما مقدار فیلم دیدن آن‌ها در سالن‌های سینما تا نزدیک عدد صفر پایین آمد.

هرچقدر بخواهیم سینمای ایران را تافته‌ی جدابافته‌ای نسبت به سینمای جهان بدانیم، در این بهار ویروسی، سینمای همه‌ی کشورهای جهان با یکدیگر هم‌سرنوشت و هم‌داستان هستند. صرف نظر از چند اکران دیجیتال که هم کپی‌های غیر مجاز بهشان صدمه زد و هم هنوز در مراحل اولیه جا افتادن و به عبارتی در آزمون خطا هستند، فروش سینمای ایران هم در بهار ۱۳۹۹ به صفر رسید.

سال ۱۳۹۸ شمسی برخلاف سال ۲۰۱۹ میلادی که جهان را به تجربه شیرینی از سودآوری تجاری فیلم‌ها رساند، برای سینمای ایران چندان دوره ممتازی نبود. با این حال دور از نظر نبود که سال ۱۳۹۹ بتواند چند درخشش قابل توجه ایجاد کند.

سینما و کرونا

چند درصد از گیشه سال ۹۹ را در فصل بهار از دست دادیم؟

از ابتدای سال ۱۳۹۸ تا پایان خرداد ماه، در مجموع ۱۹ فیلم روی پرده سینماها رفتند که این تعداد فیلم در مدت سه ماه، از مجموع اکران‌شان ۱۱۳ میلیارد و ۲۶میلیون و ۹۹۷ هزار و ۵۴۷ تومان فروختند. به طور کل سینمای ایران در سال ۹۸ شاهد حضور ۷۴ فیلم بر روی پرده‌ها بود که مجموعا درآمدی بالغ بر ۲۹۸ میلیارد تومان داشتند و به عبارتی سهم فصل بهار از کل فروش سینمای ایران، با اینکه از لحاظ زمانی تنها یک چهارم سال را شامل می‌شود، حدود ۳۸ درصد بود.

این نسبت در بهار ۹۷، مقداری بیش از ۳۵ درصد نسبت به کل فروش سالانه سینمای ایران بود و اگر روند گیشه‌ها در چند سال اخیر را با هم مقایسه کنیم، سهم فصل بهار مرتب در حال بیشتر شدن است. با این حساب، سینمای ایران در بهار ۱۳۹۹ حدود حداقل ۴۰ درصد از فروش خود را از دست داد و پس از آن هم اولا معلوم نیست که بتواند به راحتی در فصل‌های دیگر، در سالن‌ها را باز کند، ثانیاً معلوم نیست مردم حضور در سالن‌ها را بپذیرند و از اکران پرده‌ای استقبال کنند و ثالثا اگر دو مورد قبلی به خیر بگذرد، با یک ترافیک نفس‌گیر اکران در هشت ماه باقیمانده سال مواجه خواهیم شد.

چقدر بفروشیم تا به نوروز قبل برسیم؟

هفت فیلمی که برای اکران نوروز ۹۹ انتخاب شدند، عبارت بودند از «شنای پروانه» محمد کارت، «لامینور» (یا همان سنتوری۲) داریوش مهرجویی، «لاله» اسدالله نیک‌نژاد، «بازیوو» امیرحسین قهرایی، «پسرکشی» محمدهادی کریمی و «زن‌ها فرشته‌اند ۲» حسین فرحبخش و البته «خوب، بد، جلف۲» که اکرانش را زودتر از نوروز آغاز کرده بود. «بازیوو» فیلم کودک بود و زمان مناسب‌تر برای اکران آن فصل پائیز به نظر می‌رسید. «پسرکشی» هم فیلمی به نظر نمی‌رسید که مناسب اکران نوروز باشد؛ گرچه معلوم نبود در فصل‌های دیگر هم بتواند فروش خیلی بیشتری داشته باشد.

شنای پروانه

زن‌ها فرشته‌اند اما فیلمی کاملا تجاری است که سری اول آن سال ۱۳۸۶ به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی و تهیه‌کنندگی محمدحسین فرحبخش روی پرده‌ها رفت. فرحبخش مدت‌هاست که از سال‌های اوج رونق کارش در گیشه‌های سینمای ایران فاصله گرفته و به راحتی قابل پیش‌بینی بود که این فیلمش هم فروش چندانی نداشته باشد.

درباره «لاله» و «لامینور» اما به راحتی نمی‌شود حکم داد. شاید این فیلم‌ها می‌توانستند فروش مناسبی داشته باشند و شاید مهندسی اکران چنان به نفع دو فیلم باقیمانده دیگر عمل می‌کرد که باعث می‌شد آنها دیده نشوند. اما «خوب، بد، جلف۲» و «شنای پروانه» بدون تردید بخت‌های اصلی فروش در گیشه نوروزی ۹۹ بودند. این دو فیلم را می‌شود با «تگزاس۲» و «متری شیش و نیم» در نوروز ۹۸ مقایسه کرد. تگزاس۲ بالای ۲۵ میلیارد و متری شیش و نیم نزدیک به ۲۸ میلیارد تومان فروش داشت.

خوب، بد، جلف۲ ابتدا قرار بود همزمان با بازگشایی سینماها در اول تیرماه اکران شود و از همان زمان دلایل مختلفی را می‌شد مدنظر قرار داد  که همگی منجر می‌شدند نتیجه بگیریم این فیلم به‌رغم افزایش قیمت بلیت‌ها نخواهد توانست به ۲۵ میلیارد تگزاس۲ برسد و رسول صدرعاملی، تهیه کننده شنای پروانه که آن هم قرار بود از اول تیرماه همزمان با بازگشایی سینماها اکران شود، گفته است: با توجه به اینکه قرار بود شرایط و تمهیداتی برای اکران این فیلم فراهم شود و تاکنون فراهم نشده است، فعلا از اکران فیلم‌مان معذوریم. به نظر نمی‌رسد در ادامه هم حتی در صورت برگشتن سیستم اکران ایران به وضع سابق، شنای پروانه در ترافیک پرگره و شلوغ اکران بتواند رقم ۲۸ میلیاردی متری شیش و نیم را حتی بدون احتساب افزایش قیمت بلیت کسب کند.

سینما و کرونا

اما یکی دو روز مانده به زمان بازگشایی سالن‌های سینما، وضع از همین محاسبات نومیدکننده هم بغرنج‌تر شد.

روابط عمومی فیلم «خوب بد جلف ۲» هم از انصراف این فیلم از اکران خبر داد و محسن چگینی، تهیه‌کننده فیلم، در مصاحبه‌ای کوتاه اکران آن را به شرایطی بهتر در آینده موکول کرد. حالا با توجه به ۶ ماه محرومیت از اکران که بر اساس قانون، شامل این دو فیلم می‌شود، باید دید «شنای پروانه» و «خوب بد جلف۲» تا زمستان برای اکران صبر می‌کنند یا راهی اکران آنلاین خواهند شد.

تجربه جدید کرونایی برای سینمای ایران

گذشته از تمام اتفاقات تلخی که در نوروز ۹۹ برای سینمای ایران افتاد، پاندومی کرونا یک تجربه جدید برای صنعت فیلمسازی کشور هم به ارمغان آورد که همان اکران دیجیتال بود. شاید به نظر برسد که اکران دیجیتال در ایران شکست خورده، اما این حرف به واقع عجولانه است. سینمای جهان هم از بابت کپی‌های غیر مجاز صدمه‌های فراوانی خورد اما به سیستم پخش اینترنتی فیلم‌ها ادامه داد و روشی برای مقابله با این موضوع پیدا کرد. روشی که آنها پیدا کردند، صرفاً یک برخورد پلیسی سفت و سخت و جلوگیری جدی از بارگذاری و دانلود فیلم‌ها نبود.

نلسون گرانادوس در سال ۲۰۱۵ پس از نابودی تجاری فیلم «بی‌مصرف‌ها ۳» به دلیل کپی‌های غیرمجاز مقاله‌ای نوشت و در آن عنوان کرد که پس از این واقعه تحقیق کرده و نتیجه گرفته که بین ۷۰ تا ۸۰ درصد از مخاطبان فیلم‌های قاچاق، درصورتی‌که فیلم قاچاق نمی‌شد، اساسا آن را نمی‌دیدند و باقی‌شان بلیت سینما می‌خریدند یا نسخه‌های آن را در شبکه نمایش خانگی تهیه می‌کردند.

سینما و کرونا

به عبارتی کافی است همان ۲۰ تا ۳۰ درصدی که فیلم را روی پرده می‌بینند یا برای کپی آن در شبکه نمایش خانگی پول می‌پردازند، مشتری نسخه‌های قاچاق نباشند و مابقی مخاطبان اگر هم فیلم را در فضای کم‌کیفیت قاچاق ببینند، صدمه‌ زیادی به اقتصاد فیلم‌ها نخواهد خورد. خود ما قبلا چنین تجربه‌ای را در کرایه یا فروش وی‌اچ‌اس، سی‌دی و دی‌وی‌دی تجربه کرده بودیم و تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان می‌دانستند که برای نیفتادن در تله کپی‌های غیر مجاز، می‌بایست اثرشان را در همان روزهای اولیه توزیع، به حداکثر سود برسانند.

حالا هم ظاهرا اگر چه بخش قابل توجهی از سینما ایران دچار نتیجه‌گیری‌های عجولانه راجع‌به اکران دیجیتال و تنبلی در آزمودن راه‌های جدید است، اما کرونا دست‌بردار نیست و ممکن است سینمای ایران را ناچار کند که بالاخره این شیوه جدید، یعنی اکران دیجیتال را بیاموزد و جا بیندازد. اکران دیجیتال البته نخواهد توانست که جای اکران پرده‌ا‌ی را کاملاً بگیرد اما به رقابتی‌تر شدن فضا کمک می‌کند و امکانات و ظرفیت‌های جدیدی برای سینمای ایران به وجود خواهد آورد.

۰
برچسب ها
نمایش بیشتر

همچنین بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن